انجمن فیلمسازان انیمیشن ایران (آسیفای ایران) ، روز شنبه یکم اردیبهشت‌ماه در تالار بتهوون خانه‌ی هنرمندان ایران به نقد و بررسی فیلم 300 پرداخت.



به گزارش سایت خبری خانه‌ی هنرمندان ایران ، پس از نمایش بخش‌هایی از این فیلم ، دکتر نورالدین زرین‌کلک با اشاره به آن به ذکر روایت هرودوت از نبرد ترموپیل پرداخت:«این فیلم از ‌نظر ارزش سینمایی در درجه‌ی پایینی قرار دارد و قابلیت این را ندارد که پیرامون‌اش جنجالی راه بیافتد. شاید وجه مفید این فیلم برای من آن بود که وادارم کرد یک بار دیگر تاریخ باستان را از چند ماخذ بخوانم تا دوباره یادم آید که در دبستان خوانده بودیم خشایارشا بزرگ‌ترین ارتش روزگار خویش را از پارس به آتن برد و از روی تنگه‌ی داردانل عبور کرد. تاریخ می‌گوید این دومین لشگرکشی ایران به یونان بود. قبل از خشاریاشا ، داریوش کبیر به یونان رسید ولی در لشگرکشی دوم خشایارشا به مراتب با پیش‌بینی‌های دقیق‌تر و محاسبات بیشتری این کار را انجام داد. کار خشایارشا در تاریخ نظامی ‌بی‌سابقه است، او بر روی تنگه‌ی داردانل پلی از کشتی‌هایی ساخت که نیروی دریایی او را تشکیل می‌داد. ششصد کشتی را کنار هم قرار داد و بر روی آن‌ها تخته‌هایی چید تا ارتش به راحتی بتواند حرکت کند.
آنچه از هرودوت باقی مانده مبنای تاریخ باستان جهان قرار می‌گیرد که بسیاری از آن‌ها گزافه‌هایی است که غیر قابل اثبات است از قبیل همین فیلم. اما در دوره‌ای که ما زندگی می‌کنیم همه‌ی این چیزها را سینما ممکن کرده است.»
زرین‌کلک ، نگرانی خود را این‌گونه تبیین کرد:«آیا ما باید این فیلم را تحریم کنیم و همه را از دیدن‌اش منع کنیم ؟ آیا باید بر ضد فیلم بنویسیم و بگوییم ؟ آیا باید پای اعتراض‌نامه‌های علیه این فیلم را امضا کنیم ؟ آیا این‌ها درد ما را دوا می‌کند ؟ به گمان من البته باید همه‌ی این کارها را کرد اما هیچ‌کدام این‌ها جلوی فروش این فیلم را نمی‌گیرد. من می‌ترسم این آخرین فیلمی ‌نباشد که برای اهانت به ایرانی‌ها و برای خراب‌کردن تاریخ و فرهنگ و هویت ملی ما ساخته می‌شود.»
وی خاطر نشان کرد:«باید از خودمان بپرسیم که آیا سینما تعهدی به تاریخ دارد؟ آیا تاریخ را از راه سینما فرا می‌گیریم؟ آیا سینما ابزار صادقی است؟ تجربه نشان داده که این طور نیست . سینما ابزاری است در دست کارگردان و هالیوود محلی است برای ساختن فیلم‌های پول‌ساز. اما پشت سر این فیلم‌ها یک رشته‌ی نهفته‌ای هست که جای نگرانی دارد. چرا باید در طول دو یا سه سال اخیر شاهد دو فیلم موهن باشیم بر علیه مردم و فرهنگ تمدن غالب و پیشروی‌مان ؟ بعضی از مفسرین معتقدند که این توطئه‌ی جهانی است که ما را از هویت ملی‌مان تخلیه کنند. این سخن تا چه حد قابل باور است؟ شاید این باور کمی ‌دایی‌جان ناپلئونی باشد. برای این سوال پاسخی نیست ولی این فیلم مخرب است و من به نسل‌هایی فکر می‌کنم که این فیلم جایی از ذهن آنها را اشغال می‌کند و تا پایان عمرشان به غلط در خاطر خواهند داشت که پارسی‌ها بربر و جنگ‌طلب و بی‌رحم بوده‌اند و برای سوختن تمدن غربی و دموکراسی به جنگ غرب آمده‌اند. من همان قدر به ملت یونان احترام می‌گذارم که به ملت خودمان و نیز به ملت‌های دیگری که به ساختن تمدن جهان کمک کردند. اما آیا بیدارکردن این کینه‌های تاریخی باید در این زمان بر پرده‌ی سینماها نقش ببندد؟»
رییس آسیفا در پایان سخنان‌اش اظهار داشت:«اگر احساس کمبود می‌کنیم دلیل‌اش این است که تاریخ‌مان را خودمان ننوشتیم بلکه دشمن نوشته. تاریخ ما را یک یونانی نوشته و از احساسات یونانی خودش دفاع کرده و گزافه و دروغ گفته و بعد تبدیل‌اش کرده‌اند به تاریخ.
اما چرا ما تاریخ‌مان را ننوشتیم. چون تاریخ ما را اسکندر آتش زد. باید امکان این را داشته باشیم که از تاریخ خودمان تصویرسازی کنیم.»
مجید روشن‌گر، ایرانی ساکن لس‌آنجلس و صاحب نشریه‌ای در خارج از کشور ، سخنران دیگر این نشست بود:«فیلمنامه‌ی 300 براساس رمانی نوشته شده که چند سال پیش در آمریکا منتشر شد. وقتی این کتاب منتشر شد نه از نظر ادبی و نه از نظر ساختار رمان اهمیتی نداشت. نقد ادبی‌ای راجع به این کتاب نوشته نشد و مورد بی‌توجهی قرار گرفت و نویسنده در گمنامی ‌باقی ماند.
ولی شما ناگهان می‌بینید فیلم پر هزینه‌ای توسط کمپانی برداران وارنر از این کتاب ساخته می‌شود و در دو روز هفتاد میلیون دلار نصیب وارنر می‌کند. بلیت سینما در آمریکا 10 دلار است. بنابراین 7 میلیون نفر در عرض دو روز این فیلم را دیده‌اند. برشت می‌گوید در پس هر واقعه‌ی هر چند ساده‌ای دنبال علت وقوع بگردید.»
ادامه‌ی این نشست به پرسش و پاسخ اختصاص یافت.