در كتاب شاهنامه در توضيح چگونگي به پادشاهي رسيدن جمشيد پس از شرح بيان مراحل در غالب شعر چنين آمده است.
چوخورشيد تابان ميان هوا نشسته بروشاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او شگفتي فرو مانده از بخت او
بجمشيد بر گوهر افشاندند مران روز را روزنو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج روي زمين
بزرگان بشادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار بما ماند ازان خسروان يادگار
با كمي دقت به اشعار فوق بخوبي در ميابيم كه جشن نوروز از زمان پادشاهي جمشيد شروع و تا كنون ادامه دارد .اينكه خواه اين جشن تاجگذاري جمشيد. و خواه جشن بزرگان آن دوران باشد. در حال حاضر از اهميت چنداني بر خوردار نيست ولي مهم آن است كه اين جشن با گذشت هزاران سال و با يورش ملل مختلف كه با فرهنگ هاي متفاوت بوده . همچنان زنده و پويا و در گردش ايام متناسب با خواسته هاي مردم با حفظ هويت هر سال بر گزار مي گردد .
در اين ميان حمله اعراب به كشورمان اهميت زيادي از نكات مختلف دارد.
از انجاييكه مهاجمين اعراب باديه نشين به اين سر زمين در پشت نام بزرگ اسلام پنهان گشته و هر عملي را منتسب به اسلام نموده و از طرفي مردم ما به دليل ارادت به خانواده حضرت علي و آز آنجاييكه دختر يزد گرد زن امام حسين بوده است و با توجه به بي نظمي هاي اواخر دوره ساساني و علاقه مند به شعار برابري اسلام در آن زمان. مردم ايران كمترين مقاومت را در برابرنيروي مهاجم نشان داده اند. از يك طرف دشمنان اين كشوركه منتظر فرصت بوده اند وقت را غنيمت شمرده با تيشه اي مسلماني يه ريشه و فرهنگ اين مرز و بوم زده اند و از طرف ديكر بنا به دلايلي كه در متون باالا ذكر شد مردم ما دست از مقاومت بر داشته و در خيلي از موارد نادانسته با دشمن همراه گشته كه متاسفانه اين عمل تا كنون هم در بعضي از ايراني ها ديده مي شود.به ياد داشته باشيم قبول اسلام از طرف ايرانيان و به تاراج دادن اموال و فرهنگ كشور از طرف بعضي مسلمان نماها دو عمل متفاوت مي باشد.
شايد حملات اقوام ديگر چون مغول . عثماني . افغان و غيره هر يك و در جاي خود قابل بحث باشد. ولي از آنجايي كه باور دارم بيشترين ضربات فرهنگي را در حمله اعراب به كشور عزيزمان خورده ايم. نكات فوق را متذكر گرديده ام.
در كتاب اصل و نسب دينهاي ايرانيان باستان در خصوص شروع جشن نوروز در ايران باستان چنين مي نويسد :
در موقع تحويل سال اهل خانه دور سفره عيد مينشستند ودر برابر خوان گسترده و نعمت هاي خداداده به درگاه اهورامزدا دست سپاس بلند ميكنند و با خواندن اوستا سال نو آغاز مي گردد.
پس از خواندن اوستا به عيدي و روبوسي و تبريك گفتن مي پردازند و با داد و ستد شاخه هاي برگدار مانند مورد . سرو .كاج انجام تشريفات جشن شروع مي شود. پس از مراسم دادن گلاب و خوردن شيريني . آنگاه بر كتابچه يادبود بوسيله مردان عبارت يا اشعاري نوشته مي شود.
يكي ديكر از آداب نوروز پاشيدن برگ آويشن بر گوشه هاي پائين چهار چوبه درب منزل مي باشد كه نشانه ي برقراري جشن در خانه است كه بي درنگ پس از آن ديد و باز ديد فاميل نزديك انجام مي شود.لذا مراسم ديد و باز ديد عمومي هم انجام مي گيرد.
از سخناني كه در مورد پيدايش اين جشن باستاني گفته شد سه نتيجه مهم بدست مي ايد كه از شهرت تاريخي و قدمت آن پيش از ساير ملل دنياگفتگو مي شود .
اول اينكه :بنا به عقيده بيشتر مورخين اين جشن از جمشيد پادشاه سلسله پيشدادي است و به همين جهت آن را جشن نوروز جمشيدي مي گويند.
دوم اينكه : در كيش مقدس مزديسني بواسطه پايان يافتن اوقات آفرينش و فراغت اهور مزدا از كار خلقت جنبه مذهبي بخود گرفته و اهميت و رسميت يافته است.
سوم اينكه : برابر نوشته هاي اوستا به سبب نزول فروهران در گذشتگان پاك و پارسا . فلسفه وجودي نوروز قوي تر شده و بر برتري و احترام آن افزوده است.
شايد بدين جهت ايرانيان چند روز قبل از آغاز جشن و عيد به خانه تكاني و پاكيزه كردن اثاثيه مي پردازند تا فروهران در هنگام فرود آمدن به زمين . آنها را پاك و خرم ببينند و با شادي و سرور به مكان خود باز گردند. در شب نوروز كه فروهر هاي در گذشتگان به زمين فرود مي آيند براي فرخندگي و ميمنت آتش روشن مي كردند و بنام هفت امشاسپندان. سفره هاي هفت سين ( چين ) ترتيب مي دادند.
در خلاصه ياد آور مي شويم كه در ان روز فرخنده پيش آمدهاي مهم و نيكوروي داده كه همه از لحاظ تاريخي قابل توجه است . ولي اساس مطلب همان سه نكته اي است كه ذكر شد .
بنا بر اين جشني است جاوداني كه بايد هر سال با نهايت اجلال و احترام بر پا شود و آتش شوق و شادي كه بهترين نشانه جشن و سرور است در آن هنگام فرخنده روشن گردد .
تمام اقوام ايراني الالخصوص . مازندراني ها . كردها و اقوام ديگر ايراني به جشن نوروز اهميت زيادي مي دهند.
لازم به ياد آوري مي باشد. جشن نوروز از چهار شنبه سوري شروع و در آخر روز سيزده بدر به پايان مي رسد .

منبع