همیشه وقتی تلویزیون می بینم  با خودم میگم چرا  حتی یه مسابقه هم نمی تونن خودشون درست کنن ؟ همش تقلید از ماهواره؟ حتی به خودشون زحمت نمی دن آهنگشو عوض کنن! تو خیابون که را میری تمام تابلوها ، اسمها ، همش تقلید از خارجکیا ! رستوران که میری ( به خصوص اگه ایتالیایی باشه )‌ یک چرت و پرت ها و خزعولاتی از خودشون در اوردن گذاشتن جای اسم غذا ! که چی؟ که خارجی باشه! آخه نمی گن این اسمی که به گوششون خورده و حالا کردنش اسم غذاشون شاید معنی خوبی نداشته باشه !  شاید با این املا معنیش به کل عوض شه ! البته نمی خوام بگم خیلی میهن دوستم . نه . خود منم خیلی از فرهنگای غربیارو می پسندم ولی آخه چرا یه چیزیو که خودمون بهترشو داریم ورداریم از اونا تقلید کنیم و گند بزنیم بهش؟؟؟!!!   مثلا چی؟ همین فرش . چیزی که خر پولای آمریکا و اروپا خودشونو میکشن که یه فرش دستباف ایرانی پیدا کنن بندازن تو سالنشونو کلی پزشو بیان . اون وقت ما !خونه هامونو که همیشه گوش تا گوش فرش میکردیم حالا یه قالیچه کوچولو می ندازیم! کاش قالیچه ! حالا که شده گلیم فرش، اونم چینی!!! برای اینکه مثلا با کلاس باشه با کفش میایم تو خونه ( اه ، چه حرکت کثیفیه . به شدت از این کار بدم میاد . یادتون باشه خونه من خواستین بیاین از این کلاسا نذارین ! )

     رفتم تو درد دل به کل از موضوع خارج شدم ! اینو می خواستم بگم که ما خودمون خیلی از چیزی هایی رو که اونا دارن با قدمت بیشتر و بهترشو داریم . اصلا میدونین امروز چه روزیه؟

 نمیدونین! امروز روز سپندارمذگانه ( ترجمه:‌ولنتاین ایرانی ) شرط می بندم تا حالا به هیچ کس به جای« ولنتاین مبارک» نگفتین « سپندارمذگان مبارک» !

   به خاطر همین امروز توضیحاتی در باره این جشن ایرانیان می ذارم و از دوستای خوبم امیر و مهدی بوترابی تشکر می کنم که در تکمیل اطلاعاتم بهم کمک کردن.

فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند. سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است.