درباره نویسنده
پری دریایی
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • مهر ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • بهمن ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • آبان ۸٥
دوستان من
  • پریانه
  • تير۸۴
  • مجلمون
  • Dr vet
  • جالبناک
  • اشک آهو
  • دیوانه عاقل
  • دکتر زارعی
  • اسبهای من
  • dvm students
  • جناس ( پریناز)
  • world wide drs
  • دل نوشته های سمیرا
  • دامپزشک عاشق طبابت
  • دستنوشته های من در سرزمین عجایب
  • درد دلهای یک اسکپولا
  • کارت عشقولانه
  • رژ لب ته سیگار
  • رومانتيسيسم
  • شب مهتابی
  • عشق نیکو
  • گل داوودی
  • ویسپوران
  • روزن روزن
  • پاستور
  • صورتی
  • اکرانه
  • کدخدا
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



پری دریایی
چرا ؟
نویسنده: پری دریایی - ۱۳٩۱/٢/۱٤

چرا همیشه اونایی رو که بیشتر دوسشون داریم بیشتر ازمون فاصله میگیرن ؟

چرا اونایی که دوست نداریم باید اینقدر نزدیک باشن ؟

چرا اونایی که ازشون متنفریم همیشه خدا جلو چشممونن ؟؟؟

چرا اونایی که دوسشون داریم درک نمیکنن که دوسشون داریم ؟

چرا اونایی که دوسشون داریم ، اونام مارو دوست دارن آدمای خجالتی ای هستند ؟

چرا اونایی که خجالتی اند نمیان جلو حرف دلشونو بزنن ؟

چرا اونایی که دوسشون نداریم هی میان آویزون میشن ؟

چرا اونایی که دوسشون داریم فکر می کنن ما اوناییو که دوست نداریم دوست داریم ؟

چرا اونایی که دوسشون داریمو نمیریم جلو بگیم همچین فیس تو فیس ؟

چرا اونایی که دوست داشتیم دوست داشته باشیمو دیگه دوست نداریم ؟

چرا اونایی که دوسشون داشتیم اونام مارو دوست داشتن آدمای ضایعی از آب در میان ؟

چرا اونایی که دوسشون داریمو نمیدونیم چه جور آدمین ؟

چرا ؟

نه آخه چرا ؟

دقیقا چرا ؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظرات ()



 
نویسنده: پری دریایی - ۱۳٩۱/۱/۱٥

من امروز یاد گرفتم که آدم باید بد به دلش راه بده !!!

انقدر که بد به دلم راه ندادم و همه چیو ساده گرفتم اینجوری شدم دیگه !

نظرات ()



انرژی حیوانات
نویسنده: پری دریایی - ۱۳٩٠/۱٢/٩

 کار کردن با حیوونا خیلییییییی خوبه ، خیلییی !

امروز بعد از کلاس موندم و تا دو ساعت یه اسب کوچولورو که چرک و چول از سرو صورتش بالا می رفت رو تمیز کردم و غشو کردم ! با اینکه کلی خسته شدم اینقدر که به کارای بعدیم نرسیدم و یه راست اومدم خونه خوابیدم ! ولی خیییلیی بهم انرژی داد !

کوچولوی خوشگل با اینکه اولش می ترسید ولی صداش در نیومد ! بعضی وقتها هم بر می گشت نگاهم میکرد ! باهاش که حرف می زدم با نگاهش بهم جواب می داد !

وقتی هم شیطونی می کرد با زبون بی زبونی بهم می فهموند چی می خواد ! مثلا بهم حالی کرد دوست نداره تو باکس باشه ، آوردمش بیرون اینقدر آقا وایساد تا تمیز شد !!!

هر چقدر اون تمیزتر می شد ، من کثیف تر می شدم ولی ناراحت نبودم ! با اینکه به قول دوستام وسواسیم ولی وقتی نشسته بودم دستاشو تمیز می کردم و اون گردن و سرشو می زد به موهام اصلا بدم نمیومد !

خلاصه اش که کلی بهم انرژی داد ، کلی از فکر و خیال های همیشگیم بیرون اومدم ، کلی شاد بودم امروز ، کلی احساس + داشتم ، ...

حالا که حیوونا انقدر خوبن چقدر خوبه که ما هم بیشتر به فکرشون باشیم ، به اندازه کافی داریم زیست گاههای طبیعی شون رو از بین می بریم دیگه بیشتر از این آوارشون نکنیم !

چرا باید هرروز که می رم دانشگاه جنازه چندتا سگ و گربه رو کنار جاده ببینم ؟ مگه این بی زبونا چه گناهی کردن ؟ انقدر بیچاره اند که به جنازشون هم کسی رحو نمی کنه و زیر چرخ ماشین ها اینقدر له می شوند تا چیزی ازشون نمونه !

چقدر آدما بی رحمن ؟ چقدر سنگدلن ؟ چقدر قصی القلبن ؟

نظرات ()



خدا ، تنها باش...
نویسنده: پری دریایی - ۱۳٩٠/۱۱/٢٩

   هر کسی ، هر آدمی برای خودش شخصیت و احترامی داره که باید حفظ بشه ، هیچ کس حق توهین و کوچک کردن شخصیت هیچ کس دیگرو نداره چون توانایی قضاوت دربارش رو نداره...

   ولی بعضی آدمارو بااااااید شخصیتشونو بکوبونی ، له کنی ، داغون کنی ، هیکلشو به لجن بکشی که بلکه یادش بیاد کی هست !!! که یادش بیاد هیچ پخی نیست ، که یادش بیاد اگه یکی یدونه بابا مامانش بوده و اینقدر لوسش کردن که بعضی کمبوداش براش عقده نشده ( که بدتر هم شده ) دلیل نمی شه فکر کنه همه آدما دیگه نوکر و اسیرشن !!!

   یادشون بیاد باید به خودشون بنازن نه به اینکه بچه فلانی هستن ! به توانایی خودشون باید متکی باشن نه به اینکه بابام همه جا آشنا داره ! به علم خودشون معتقد باشن نه مدرک بالایی که اون بابای بدبخت همه شهریه سنگینشو داده !

 بلکه بفهمند فقط اونها نیستند که قابل احترام اند ، همه هستند...

 فقط اونها نیستند نیازهایی دارند ، همه دارند...

 فقط نیازهای اونها نیست که باید براورده شه ، برای همه باید بشه...

 فقط دیگران نباید به فکر اونها باشند ، اونها هم باید باشند ...

نظرات ()



ABC , 123
نویسنده: پری دریایی - ۱۳۸٩/٧/٢۱

 

حروف انگلیسی  A,B,C,D در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 99 دیده نمی شود؟

حرف D برای اولین بار در عدد 100 بکار می رود (Hundred)

 

حروف A,B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999 دیده نمی شود.

حرف A برای اولین بار در املای عدد 1000 دیده می شود (Thousand)

 

حروف B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999999999 دیده نمی شود.

حرف B برای اولین بار در املای عدد بیلیون بکار می رود. (billion)

 

و حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.

 

نظرات ()



 
نویسنده: پری دریایی - ۱۳۸٩/٥/۳۱


راهروی بیمارستان – روز – داخلی
مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر
در بزرگی دیده می شود با تابلوی “اتاق عمل”.
چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می
شود. مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با
چهره ای آشفته به او نگاه می کند…
دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات
بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده.
ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم… باید تا
آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی، روی تخت جابجاش
کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی… اون حتی نمی تونه
حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده…
با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می
دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود.
با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد.
دکتر: هه! شوخی کردم… زنت همون اولش مُرد!!!!

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »